آشفته در باران
شعری از آقای سیاوش نوری
مرگ در این کوچه های تا ابد سرشار از
ابر و غم و کولاک
آسان نیست آسان نیست
مرگ در این کوچه های تا ابد سرشار از شبنم
با درختانی چنین پوسیده اندر مه
با زمستانی که رنگ نا زمستانی است
با بهاری این چنین آشفته در باران
آسان نیست آسان نیست
مرگ در این لحظه های بغض
لحظه های تا ابد محزون
با دلی افسرده و پرخون
آسان نیست آسان نیست
مرگ در این بهت شالیزار
گه در این خورشید سوزنده
گه در این باران بی پایان
گه میان رعد و برق و موج
گه میان خلوت و تردید
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17:45 توسط ♥ سارا ♥
|
قاصدک شعر مرا از برکن،برو آن گوشه باغ ،سمت آن نرگس مست و بخوان در گوشش و بگو باور کن، یک نفر یاد تورالحظه ای از یاد نخواهد برد.